
دشواری کنترل دانش آموزان با توجه به ویژگی های سنی آنها روز به روز روبه افزایش است. بسیاری از معلمان و مدیران از برخورد با مسائل انضباطی دانشآموزان احساس ناتوانی می کنند و به طور معمول ممکن است برخورد های نامناسبی با این رفتار ها داشته باشند.
در زمينهي بي انضباطي دانشآموزان،معلمان بايد پاسخگوي سوالاتي از قبيل اين سوالات باشند.
1 – بيانضباطي چيست و چگونه ميتوان انضباط را آموخت؟
2- چگونه می توان از بروز رفتار های نا مناسب دانشآموزان كه نظم و انضباط كلاس را مختل ميكنند جلوگيري كرد؟
3 – علل بي انضباطي دانشآموزان كدامند؟
4 – چگونه ميتوان اين رفتارهارا كاهش داد يا از بين برد ؟
در این تحقیق سعی شده است بابررسی منابع علمی ونقد آنهابه سوالات فوق پاسخهای مناسب وکاربردی داده شود.
تعريف انضباط و بي انضباطي
حسادت
حسد یک پاسخ بهنجار عاطفی است که در نتیجه از دست دادن دوستی کسی یا احتمال و یا تصور آن ظاهر میشود. حسد همیشه متوجه اشخاص است، در صورتی که هدف خشم شاید اشیا ، اشخاص و حتی خود شخص خشمگین باشد. پاسخهای ناشی از حسد گاهی با پاسخهای خشم شباهت زیاد دارند. گاهی نیز به علت حرکات ناشی از حسد نمیتوان پیبرد. حسد غالبا با ترس و خشم میآمیزد.
کسی که دچار حسد میشود، در روابط خود با شخص محبوب ، اطمینان خاطر را از کف میدهد و بیمناک است که مباد دوستش به او بیمهری کند. محرکهای حسد و پاسخهای عاطفی ناشی از آن به ترتیب شخص حسود و طرز رفتار دیگران با او بستگی دارد. حسد به هر صورت که ظاهر شود، شخص را ناشاد میسازد و سازگاری او صدمات بزرگ و یا اندک وارد میکند. کسی که در کودکی گرفتار حسد باشد، هم در این دوره و شاید هم در تمام عمر به مردم و جهان با نظر حسد و بدبینی نگاه کند.
مقدمه
نظام آموزشی در ایران سالها پس از کاهش شمار دانشآموزان با افزایش اندک دانشآموزان مقطع پیشدبستانی از سال تحصیلی گذشته (1386) وارد مرحله جدیدی شده است.
در حال حاضر تعداد دانشآموزان کشور طبق آمار رسمی سال 1386، 14984301 نفر و به عبارتی حدود 21/4 درصد جمعیت کل کشور است. تعداد دانشآموزان پسر 7741044 نفر و تعداد دانشآموزان دختر کمی کمتر 7243257 نفر گزارش شده است که این امر اهمیت و حجم کار قابل توجه مسوولان بهداشت و تغذیه آموزش و پرورش را نشان میدهد.
وضعیت تغذیهای دانشآموزان در ایران:
از نظر وضعیت تغذیهای دانشآموزان در ایران، متاسفانه، بررسی جامع انسجام یافته و تفکیک شده وجود ندارد، در عین حال مطالعات و تحقیقات بیشماری در سطح شهرستانها، استانها و نیز تهران انجام گرفته است که آنها هم ابعاد بسیار وسیعی دارند. در هر حال با مطالعه اینگونه مطالعات و تحقیقات پراکنده میتوان نتیجه گرفت که از نظر تغذیهای دو مساله بسیار مهم و همزمان به وقوع پیوسته است.
مقدمه
دَرخودماندِگی یا اوتیسم (به انگلیسی: Autism) نوعی اختلال رشدی (از نوع روابط اجتماعی) است که با رفتارهای ارتباطی، کلامی غیر طبیعی مشخص میشود. علائم این اختلال تا پیش از سه سالگی بروز میکند و علت اصلی آن ناشناختهاست. این اختلال در پسران شایع تر از دختران است. وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد. این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارتهای ارتباطی تأثیر میگذارد. کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات کلامی و غیر کلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیتهای مربوط به بازی، مشکل دارند. این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار میسازد. در بعضی موارد رفتارهای خود آزارانه و پرخاشگری نیز دیده میشود. در این افراد حرکات تکراری (دست زدن، پریدن) پاسخهای غیر معمول به افراد، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده میشود و ممکن است در حواس پنجگانه (بینایی، شنوایی، بساوایی، بویایی و چشایی) نیز حساسیتهای غیر معمول نشان دهند. هسته مرکزی اختلال در اوتیسم، اختلال در ارتباط است.
50 % از كودكان اوتیستیك قادر نیستند از زبان به عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با سایرین استفاده نمایند. عدم به كار بردن ضمیر "من" از ویژگی های كلامی این كودكان است. از مسائل دیگر تكلمی، تكرار كلمات و جملات اطرافیان است.
اوتیسم یک اختلال رشدی مغز است که بوسیله آسیب در تقابلات (مداخلات)اجتماعی و ارتباط و همچنین رفتارهای تکراری و ویژه تقسیم بندی میشود، این علایم همگی پیش از سه سالگی کودک ایجاد میشود. اوتیسم بسیاری از بخشهای مغز را تحت تاثیر قرار میدهد و اینکه چطور این اتفاق رخ میدهد هنوز درک نشدهاست.
این پست رو فقط به این دلیل گذاشتم تا بدونید از استانداردهای جهانی چقدر عقبیم!
مقدمه
ایمنی وبهداشت محیط مدرسه که در فصل چهارم آیین نامه اجرایی مدارس به آن توجه شده ، از اصول اولیه بهداشت مدارس است . بدون شک یکی از مولفه هایی که در آموزش وپرورش کودکان تاثیر اجتناب ناپذیر دارد محیط مادی وفیزیکی حاکم بر مدرسه است . محیط مدارس باید به گونه ای باشد تا از هر لحاظ به نیاز های جسمی ، روانی واجتماعی دانش آموزان پاسخ دهد . در آموزش وپرورش نوین فضای فیزیکی به عنوان یک عامل زنده وپویا در انجام فعالیت های آموزشی وتربیتی دانش آموزان تلقی می گردد . چنانچه در مدرسه آب سالم ، سرویسهای بهداشتی ، فضای کافی ، تجهیزات و وسایل مناسب واستاندارد ، سیستم صحیح جمع آوری زباله وفا ضلاب وجود نداشته باشد وبه طور کلی آسایش محیطی فراهم نشود ، به طور قطع تلاشهای آموزشی وپرورشی معلمان ومربیان بازدهی مطلوب نخواهد داشت .دراین راستا این آیین نامه جهت ایجاد هماهنگی وبرخورداری مدارس از استانداردهای موجود به منظور ایجاد فضای فیزیکی مناسب برای تعلیم و تربیت نسلی پویا تهیه گردیده است .
مدرسه موقعيت اجتماعي خاصي است كه آموزش و رشد شخصيت كودكان امروز كه جامعهساز فردا هستند، روشهاي صحيح آموزشي، فضاي فيزيكي مطلوب و محيط مساعد رواني در آن پايهگذاري و اداره ميشود. يكي از مهمترين، اساسيترين و تاثيرگذارترين مسايل بهداشتي مدرسه، رعايت بهداشت محيط در مدرسه است. از سوي ديگر، مدرسه، خانه وسيعي است كه تعداد زيادي از كودكان و نوجوانان، ساعات فراواني از عمر گرانبهاي خويش را در آن سپري مي كنند. اين خانه مقدس بايد دوستداشتني باشد تا دانشآموزان با اشتياق و علاقه به آن پا نهند و با نشاط و شادابي به فراگيري علم و معرفت بپردازند. مدرسه زيبا و جذاب و بهداشتي زمينه را براي يادگيري علوم و فنون فراهم آورده و شكوفايي استعدادها را تسهيل ميكند و مدرسه غيربهداشتي و نامناسب شوق و اشتياق براي فراگيري را به حداقل رسانده و امكان پويايي و بالندگي را كاهش ميدهد. در مدارسي كه فضاي نامطلوب مدرسه، خستگي، بينظمي و آلودگي و بيتحركي را القا ميكند، تحقق اهداف و برنامههاي تربيتي و آموزشي با مشكل جدي رو به روست.
زحمات خستگيناپذير معلمان و تلاش دانشآموزان در اينگونه مدارس بازدهي مطلوب را به همراه ندارد. بنابراين ارتقاي بهداشت محيط مدارس و توجه جدي به اين مساله ضمن تضمين سلامت دانشآموزان ميتواند فعاليتهاي آموزشي و پرورشي را مفيدتر سازد.
تعريف بيش فعالي
به حالتي اطلاق مي شود كه كودك به نحو افراطي و بيش از اندازه فعال و پر جنب و جوش باشد و اين تحركات زياد اطرافيان وي را دچار مشكل مي كند.به علت بي دقتي ممكن است در انجام تكاليف مدرسه و كارهاي محوله ديگر اشتباهات زيادي را مرتكب شوند.
اين اختلال در تعدادي از بچه هاي پيش دبستاني يا دوران ابتدايي ديده شده است همراهي و جلب توجه آنها دشوار است، تقريباً بين 3 تا 5 درصد از كودكان مبتلا به اين اختلال مي باشند.
البته اين اختلال به عنوان ناتواني در يادگيري محسوب نمي شود بلكه به نوعي بي توجهي و حواس پرتي در ياد گيري محسوب مي شود.
نداشتن آرام و قرار و تمرکز، پر جنب و جوش بودن و به قول معروف از ديوار راست بالا رفتن از جمله مشخصه هاي يک دانش آموز بيش فعال است. دانش آموزي که ناخواسته با داشتن اين اختلال، از فعاليت بيش از حدي برخوردار است اغلب از سوي ديگران به ويژه خانواده و معلم خود سرزنش و تحقير مي شود و از طرف ديگر با بازيگوشي و شيطنت بسيار همه را عاصي مي کند.در اين ميان مهم ترين عاملي که مي تواند ياري دهنده دانش آموزان بيش فعال باشد، اطلاع رساني صحيح و مداخله به موقع براي برطرف کردن اين نقيصه است؛ مشکلي که اگر به رفع آن توجه نشود، صدمه جبران ناپذيري بر دانش آموز بيش فعال وارد خواهد کرد.
سلامت جسمانی و روانی دانش آموزان و نیز تاثیری که این دو مقوله بر میزان یادگیری دانش آموزان می تواند داشته باشد و همچنین نقش مدرسه در راستای نیل به این هدف در مطالعات و پژوهشهای بسیاری مورد بررسی و تاکید قرار گرفته است.
برسی و تجزیه و تحلیل داده ها گویای آن است که به طور کلی وضعیت بهداشت روانی و جسمانی دانش آموزان دیرآموز نسبت به دانش آموزان عادی در مقاطع سه گانه تحصیلی، نامطلوب تر است. همچنین با تجزیه و تحلیل پاسخ های مربوط به سوالات تحقیق، به شناسایی و توصیف عوامل موثر در بهداشت جسمانی و روانی دانش آموزان پرداخته شده و جهت بهبود شاخص های مرتبط با بهداشت روانی و جسمانی دانش آموزان جامعه آماری مورد مطالعه، پیشنهاداتی ارائه گردیده است
دانش آموزان ديرآموز
ديرآموز اصطلاحي است كه براي اطلاق به كودكي با مشكلات يادگيري به كار ميرود و منظور يادگيرنده ايست كه مطالب را كندتر يا آهستهتر از متوسط همسالان طبيعي خود فراميگيرد. چنين كودكي داراي قواي هوشي طبيعي است كه به هر دليلي مطالب را كندتر از آنچه متناسب سن او است ياد ميگيرد.
بسياري از دانشآموزاني كه از عهدة برنامه درسي برنميآيند در محيطهايي بودهاند كه آنها را براي رويارويي با انتظارات نظام آموزشي مهيا نساخته است. نتيجهي چنين حالتي آن خواهد بود كه از همان ابتداي ورود به مدرسه از برنامه درسي عقب ميافتند، وقتي براي دانشآموزي احساس عدم توانايي در رقابت كردن بوجود آيد موجب دلسردي از يادگيري و در نهايت كنارهگيري از درس و مدرسه ميشود.